مادر

مادر

مادری دستانش را در نوازش کودکانش ساباند .

مادر بدون آنها به آسمان می رفت .

وقتی که رفت ،دستهایش را کنار استکانها ،کنار پیراهن ها و بر سر کودکان کوچکش جا گذاشت.

مادر به آسمان می رفت والتماس کودکش را ستاره ای دزدید.

ماهی آبی دریا ،در این ساحل خشک ، تشنه و بی قرار بود ، اگر می ماند.

 

شاعرزینب فخار
جهت ثبت دیدگاه به حساب کاربری خود وارد یا ثبت نام کنید.
copyright 2014-2016 - www.zeez.ir